أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )
40
معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )
نشستى تكلم مكن تا بشنوى ايشان چه ميگويند پس اگر حرفهاى ايشان خير و خوبست تو هم داخل ايشان شود و اگر نه چون ابتدا بكلام نكرده بودى توانى با ايشان همراهى نكنى و از شرّ ايشان سالم بمانى ( 1 ) بوذرجمهر گفت بهترين چيزها كه پدران ارث گذارند از براى پسران سه چيز است ( ادب نافع - برادران شايسته ثناء و نيكو ( 2 ) عبّاس بن عبد المطّلب با پسر خود گفت نياموز علمى را كه به جهت سه خصلت تحصيل شود به جهت مراء و جدال كردن و به جهت ريا نمودن و به جهت مباهات و فخريّه كردن حاصل آنكه اگر قصد تو در تحصيل علم يكى از اين سه چيز باشد اين علم بدتر از جهل خواهد بود و ترك مكن علم را به جهت سه خصلت ميل در نادانى و بىرغبتى در دانائى و حيا كردن از آموختن آن ( 3 ) ابن عبّاس گفت پدرم با من گفت اى پسر مىبينم امير المؤمنين ( ع ) ترا گرامى ميدارد و بنزديك خويش ميبرد پس سه خصلت را از من حفظ كن تا باعث دوام و محبّت آن جناب با تو باشد با او دروغ مگو و در نزد او كسى را غيبت مكن و سرّ او را فاش مكن ( 4 ) نقل شده كه يكى از سلاطين خواست علىّ بن زيد كاتب را مصاحب خود كند و با او رفيق باشد گفت من مصاحبت ميكنم با تو بسه شرط گفت كدامست آنها گفت پرده مرا ندرى و عرض مرا بباد ندهى و كلام كسى را در حق من قبول نكنى تا طلب برائت از من نمائى گفت اين شرط از براى